سيد محمد دامادى

254

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

لم يرد بهذا اللفظ بل ورد : لولاك ما خلقت الجنّة و لولاك ما خلقت النّار و عند ابن عساكر : لولاك ما خلقت الدنيا . [ اللوءلوء المرصوع ، ص 66 - احاديث مثنوى ، فروزانفر ص 172 ] [ در كشف الخفاء [ ج 2 ص 162 ] اين حديث آمده و در « الأسرار المرفوعة ص 295 » به صورت : أتانى جبرئيل فقال يا محمّد لولاك ما خلقت الجنّة و لولاك ما خلقت النّار » و نيز « لولاك ما خلقت الدنيا » آمده و در كتب مذكور آن را از احاديث موضوعه شمرده‌اند و « جلال الدين محمّد بلخى » در « مثنوى » در معنى حديث مذكور سروده است : با محمّد بود عشقِ پاك جفت * بهرِ عشق او را خدا لولاك گفت [ مثنوى . نيكلسون ص 175 دفتر پنجم ] « . . . بدان كه مبداء موجودات و مخلوقات و ارواح انسانى ، روح پاك محمّدى عليه الصّلوة و السّلام بود چنان كه فرمود : اوّل ما خلق اللّه نورى و در روايتى ديگر ( روحى ) چون خواجه عليه السّلام زبده و خلاصهء موجودات و شجرهء كاينات بود كه لولاك لما خلقت الأفلاك ( يعنى اى محمّد اگر تو نبودى ، افلاك را نمىآفريدم ) و به روايتى ( الكون ) مبداء موجودات هم او آمد و جز چنين نبايد كه باشد زيرا كه آفرينش بر مثال شجره‌يى است و خواجه عليه الصّلوة و السّلام ثمرهء آن شجره . . . » [ مرصاد العباد ص 21 چاپ شمس العرفاء ، و چاپ محمّد امين رياحى ص 37 ] نه حقّه ؛ كنايه از نه فلك و نه آسمان است هفت مهره ؛ كنايه از هفت سيّاره ( سيّارات سبعه ) است . و مهره و حقّه اسباب شعبده است يعنى با وجود آن كه هفت مهره و نه حقّه ( هفت آسمان و نه سيّاره ) در پيش روى تو و مطيع امر تو هستند . دست و دامن تو ، از شعبده بازى و استعانت از آن‌ها پاك است و جز يزدان ، يار ديگرى ندارد ( وحيد )